مطالعات سنجش‌ازدور و اکتشافات ژئوفیزیکی به روش IP و مقاومت ویژه در محدوده معدن طلای زرشوران، شمال غرب ایران

نوع مقاله: سایر مقالات

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشکده‌ مهندسی معدن، نفت و ژئوفیزیک، دانشگاه صنعتی شاهرود

2 دانشیار، دانشکده‌ مهندسی معدن، نفت و ژئوفیزیک، دانشگاه صنعتی شاهرود

3 استادیار، دانشکده معدن، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)

چکیده

پیدایش و گسترش ابزارهای پیشرفته سنجش‌ازدور و ژئوفیزیک در زمینه اکتشاف منابع معدنی در دهه­های اخیر، ناشی از اهمیت این صنعت است. در این پژوهش، از تصاویر سنجنده استر (ASTER) و داده­های ژئوالکتریکبه ­منظور پی­جویی ماده معدنی طلا به‌طور غیرمستقیم، پهنه­بندی نواحی دگرسانی و تحلیل سیستم حاکم بر
کانه­زایی منطقه و شناسایی بخش­های پنهان کانی­زایی در محدوده معدن طلای زرشوران در شمال شهرستان تکاب در استان آذربایجان غربی، استفاده شد. به این منظور از انواع روش­های پردازش تصویر مانند نسبت­گیری باندها (Band Ratio)، تحلیل مؤلفه­های اصلی (PCA)، روش پیش­بینی خطی باند (LS-Fit)، روش نقشه­بردار زاویه طیفی (SAM) و روش طبقه­بندی بیشترین شباهت (ML) روی تصاویر ASTER، به­منظور پهنه­بندی نواحی دگرسانی استفاده شد. همچنین عملیات برداشت داده­های IP و مقاومت ویژه، در طول 17 پروفیل موازی با آرایش قطبی-دوقطبی (Pole-dipole) برای شناسایی محل­های پنهان کانی­سازی طلا در عمق در محدوده انجام شد. داده­های برداشتی با مدل­سازی معکوس دوبعدی و سه­بعدی هموار، مدل­سازی شدند؛ که نتایج حاصل از آن­ها به کمک اطلاعات زمین­شناسی و حفاری­های انجام‌شده در منطقه منجر به شناسایی زون­های کانی­سازی طلا و تعیین وضعیت کانسار به­صورت سه­بعدی شد. به­طورکلی و با توجه به بررسی­های صحرایی و همچنین مقایسه نتایج حفاری تعدادی از گمانه­های اکتشافی و حدود تغییرات مقاومت ویژه و شارژپذیری در مقاطع می­توان گفت که شدت شارژپذیری تقریباً در تمامی پروفیل­ها قابل‌قبول بوده و مطالعات ژئوفیزیک به روش قطبش­القایی و مقاومت ویژه در این محدوده واحدهای زمین‌شناسی موجود را کامل از هم تفکیک کرده و اطلاعات مفیدی از شرایط عمقی محدوده در اختیار گذاشته است؛ که در مطالعات اکتشافی آینده بسیار مؤثر خواهد بود. در حالت کلی زون کانی­سازی موجود در قسمت میانی محدوده گسترده شده و تا آخرین پروفیل برداشت‌شده ادامه پیدا کرده است؛ که نواحی با بارپذیری بالا در بین واحدهای آهکی مستعد مطالعات تفصیلی­تر هستند. درنهایت نقاط بهینه جهت حفاری اکتشافی پیشنهاد گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که استفاده همزمان از تصاویر دورسنجی و ژئوفیزیک می­تواند به بهبود نتایج حاصل کمک کند. به همین دلیل استفاده از روش­های یادشده برای دسترسی به نتایج مناسب­تر و با دقت بیشتر و برای انطباق نتایج داده­ها باهم ضروری به نظر می­رسد.

کلیدواژه‌ها